معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
663
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بر آنچه ديده بوديم و بر ما ظاهر شده بود و ليكن بر غيب مطلع نيستيم . ما به ظاهر ديديم كه آن صاع از رحل بنيامين بيرون آمد امّا حقيقت آن عند اللّه تعالى معلوم است . و گروه ديگر چنين تفسير كردهاند كه به محافظت وى قيام مىنموديم در اوقاتى كه ممكن بود محافظت ، يعنى در حضور فامّا آن وقت كه از نظر ما غايب بود محافظت وى ممكن نبود ، اگر امرى واقع شده در آن وقت شده كه ما از محافظت وى غايب بوديم . كشف « 1 » - از ابن عباس روايت كردهاند كه مراد از غيب اينجا شب است زيرا كه قبيلهايست از قبايل عرب حمير نام كه « 2 » غيب گويند و ليل خواهند ، يعنى روز از احوال وى واقف بوديم اگر آن صاع در وى نهاده در شب بوده و ما از آن وقوف نيافتهايم . و از ابن زيد منقولست كه يعقوب ايشان را فرمود در وقتىكه اين كلام معروض گردانيدند كه ملك از كجا دانست كه حكم سارق بنده گرفتن است ؟ اگر نه شما او را فتوى داديد ؟ ايشان گفتند كه ما شهادت ادا نكرديم مگر بهآنچه دانستيم از كتب منزله ، از ما اين مسئله سؤال كردند ، ما آنچه حقّ بود جواب گفتيم « ما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظِينَ » يعنى ما ندانستيم كه بنيامين به اين امر متّهم خواهد شد « وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها » . و مىشايد كه تا به اينجا از مقولهء قول آن برادر مهين باشد ، و ديگر از اينجا باز قول برادران باشد در حين خطاب با يعقوب ، تا تقدير چنين شود كه آمدند آن نه برادر و پدر را خبر دادند از واقعهء بنيامين ، يعقوب فرمود استوار ندارم شما را در اين قول ، ايشان گفتند : از آن باديه كه ما در آن بوديم بازپرس ، و آن جماعت مصريان بودند كه همراه قافله كنعانيان بكنعان آمدند .
--> ( 1 ) - ح : بدون كشف . ( 2 ) - ح : زيرا كه حمير غيب را گويند و ليل خواهند .